الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

800

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

كورّت الشمس تكويرا » چون حواس تو از احساس بازمانند « فقد انكدرت النجوم انكدرا » و هرگاه دماغت منشق شود ، « فقد انشقّت السماء شقّا » و عرق بدنت كه منفجر شود ، « فقد فجرت البحار تفجيرا » و ساق‌هايت چون به هم درپيچند ، « فقد عطّلت العشار تعطيلا » روحت كه از بدن مفارقت گزيند ، « فقد القت الارض ما فيها و تخلّت » بدان‌كه احوال قيامت كبرى ، اشدّ از احوال قيامت صغرى است و هركس در حالت احتضار بدين وقايع دچار گردد ، نسبت قيامت صغرى با قيامت كبرى چنان است كه طفلى از صلب و ترائب به فضاى رحم و از رحم به عرصهء دنيا قدم گذارد و موتى را دم واپسين صلب و ترائب و قبر رحم و قيامت دنياست . 1965 - مجالست دو نفر از هرحال در مجلسى نشستند و براى هم حديث گفته و گريستند . پس از برخاستن يكى گفت : گمان ندارم كه در مجلسى بابركت‌تر از اين نشسته باشم . ديگرى گفت : ليكن مىترسم اين مجلس به حال ما مضر باشد ! پرسيد : چگونه ؟ گفت : آيا من بهترين سخنانم را براى تو نگفتم و تو بهترين آن‌ها را براى من نگفتى ؟ 1966 - خطاها و حسنات لقمان فرزند را گفت : اى فرزند ! خطاهايت را هميشه تا آن‌زمان‌كه جان دهى ، پيش چشم داشته باش ، امّا حسناتت را بگذار ، چه آن‌ها را كسى خواهد شمرد كه چيزى را فراموش نكند . 1967 - قطر فلك اگر جزء را وجودى باشد ، بايد بدين‌قرار كه تفصيل داده مىشود ، قطر فلك بر سه جزء باشد . اوّل ، قطرى و در جنبين آن قطر ، دو وتر كه ملاصق باشند و بعد از آن ، قطر ديگر از طرف يكى از وترين تا به طرف وتر ديگر فرض كنيم . به ضابطهء مقرّر كه تقاطع بيشتر از يك جزء نمىشود ، بايد قطر فلك بر سه جزء باشد . بعضى از اعلام به سبيل اعتراض گفته‌اند : يكى از دو وتر ، دو قوس را كافى و غايت اين‌كه يكى بزرگ و يكى كوچك باشد . در اين‌صورت هم بايد قطر آن با آن‌كه ابلغ فساد است ، دو جزء باشد . « شيخ بهاء الدّين رحمه اللّه » گفته : و فى هذا النّظر نظر . چه خطّ ثالث در صورت استغنا از يكى از وترين ، از قطريّت ساقط مىشود . چه محذور در اين امر ، قطر است كه ثلثة الاجزاء باشد . در